این تختههای خیس فاصله را کم نزدیکمان میکند تختههای خیس و باد شاخ و برگها را از جا بلند میکند…
شعر
در سالهای هول و وحشت به وقتِ پاکسازیهای بزرگ هفده ماه از عمرم را در صفِ زندان گذراندم روبروی زندانهای…
هرگز
هرگز. در پهلوی هکرچ به معنیی یک بار، هر، هرگز، ابدن، هیچ وقت، هیچ زمان، هگرز. هرگیز، به هیچ وجه. به دستِ پرهام شهرجردی